متاسفانه وقتی کسی از چشمم افتاد دیگه با هیچ زور و زحمتی نمیتونم فرو کنمش تو چشمم -___-
برچسب:
نویسنده: رها حکیمی
در حال حاضر تصمیمم برای این هفته اینه که هرجور شده همه برنامه ها و کارایی که تو پلنرم نوشتم رو انجام بدم. تاکید میکنم.. هرجوووور شده!
برچسب:
نویسنده: رها حکیمی
برچسب:
نویسنده: رها حکیمی
امروز نشستم عمیقاً راجع به شخصیتم بر اساس تست MBTI خوندم و اصلا نه تنها متوجه گذر زمان نشدم بلکه الان بعد از این همه مطالعه فهمیدم که دلیل یه سری از اخلاقام و رویا پردازی هام یا فکرام چی بوده و چرا هروقت رویا پردازی میکنم خودمو تو یه جایگاهی میبینم و خلاصه الان به شدن حالم خوبه بابت این قضیه که دارم خودمو بهتر میشناسم :)
چند وقت پیش هم این تست رو داده بودم ولی اصلا اون تایم بخاطر جالب نبودن محیط گرافیکی سایتش رغبت نکردم که برم دنبال شناخت بیشتر خودم.
برچسب:
نویسنده: رها حکیمی
امروز عملاً یهو و در یک لحظه انگار باختم. اومدم تو اتاقم و دو قطره اشک ریختم و باز رفتم تو هال پیش مامان بابا و هرچی اونا خواستن راجع بهش حرفی بزنم من مقاومت کردم و حرف نزدم. حرفی برای گفتن نیست و تنها راه حل عمل کردنه و درست کردنش. کاش سید بود، همه چی سریع تر حل میشد ولی نیست و همه چی رو دوش خودمه :))))
برچسب:
نویسنده: رها حکیمی
جالب اینجاست که ناامید نیستم. هرچند دلگرمی هم ندارم ولی یه جور عجیبی ناامید نیستم.
ببینیم چی میشه..
برچسب:
نویسنده: رها حکیمی
حتی اتفاق های عادی! اتفاق های عادی یه جوری تو خوابم میان و ترسناک جلوه میکنن که حتی این روزمره زندگی کردنم هم کوفتم میشه.. -.-
برچسب:
نویسنده: رها حکیمی